این همایون با چنان سوزی میگه چرا رفتی چرا من بی قرارم که انگار اونم یه ارلاندو داشته بعد ارلاندوش ولش کرده رفته هنوز بعد دو سال دلش آروم نگرفته
http://youtu.be/ydlLBigOeMM
این همایون با چنان سوزی میگه چرا رفتی چرا من بی قرارم که انگار اونم یه ارلاندو داشته بعد ارلاندوش ولش کرده رفته هنوز بعد دو سال دلش آروم نگرفته
http://youtu.be/ydlLBigOeMM
هر روز يه ربع به هفت مبايل كاور يان براون "اين دِ يِر توئني فايو توئني فايو" رو پخش ميكنه يه جاشم اينُ ميگه من دلم ميگيره صبح سحرخون
http://youtu.be/WhNM2K8cmU8
يه برنامه اي مستندي تو تلويزيون گذاشته بود هي واسه من توضيح ميداد هي من اداشُ در مي آوردم هي ميخواست بوسم كنه دستمُ جلو دهنم گرفته بودم نميذاشتم هي قلقلك ميكرد هي ميخنديدم دستم پس ميرفت. گمونم اون روزا بود كه اتاقمُ تازه عوض كرده بودم و چه قدر زود گذشت چقدر زود گذشت.
من و ابي هر روز واسه تو و اون دو تا مست چشات بلند بلند آواز ميخونيم.
امروزم ستاره هاي گم شده هر شب من هزار هزار، اما هميشگي تويي ستاره ي دنباله دارُ ميخونديم
بعد میدونی بهار اومد. مزرعه ها سبز شدند. گلها زرد و سفید و آبی. صبحهای زود آفتابی. میدونی ماتتیا حقوقمُ زیاد کرد. روبرتو فرانکین ظهرها با خودش بردم بدوییم با هم کنار نهر. کنار مرغابیها. سیلویو هوامُ داشت یه وقت کار زیاد به هم فشار نیاره. سرما نبود. تاریک نبود. مارکو شیپیونی هر روز عصر شخصن شب خوبی رو برام آرزو کرد. تو نبودی چرا